السيد ثامر العميدي ( مترجم : عليزاده )
254
المهدي المنتظر ( ع ) في الفكر الإسلامي ( در انتظار ققنوس ) ( فارسى )
اينكه دربارهى علّت غيبت پرسيدى ، در جواب ، سخن خداوند عز و جل [ را به خاطر شما مىآورم كه ] فرمود : اى كسانى كه ايمان آوردهايد ! از امورى مپرسيد كه چنانچه آشكار گردد ، بر شما ناخوشايند باشد . . . پس پروندهى پرسش از امورى را كه به كارتان نمىآيد ، ببنديد و خود را براى دانستن چيزهايى كه از شما خواسته نشده ، به زحمت نياندازيد و بر درخواست فرج و دعاهايتان بيافزاييد كه به درستى همان ، فرج شماست . اما در مورد فرد دوّم ، وضعيت كاملا متفاوت است ؛ در قبال فردى كه دغدغهى حقيقتجويى و حقيقتيابى دارد ، امّا نه انديشهى امامت در عقد العقلاش و نه إكسير ولايت در عقد القلباش راه يافته ، نمىتوان برخورد تعبدّى را پيشه كرد . با چنين فردى بايد چونان علامه سيد محمد حسين طباطبايى قدّس سرّه و علامهى شهيد سيد محمد باقر صدر قدّس سرّه برخورد كرد . در برابر پرسش اين گروه بايد پاسخى تحليلى و تشريحى ارايه كرد ، به گونهاى كه منطق وى آن را برتابد و انديشهاش آن را بپذيرد و هضم كند . اكنون شايسته است تحليل و توضيح اين دو انديشمند سترگ معاصر را در زمينهى علّت و حكمت غيبت بيان كنيم و خوانندگان گرامى را به تأمل و درنگ در عمق مفهوم سخنان اين دو استوانهى عظيم و كم نظير جهان اسلام در سدهى حاضر فرابخوانيم ؛ چه آنكه در به دو أمر ، هضم مفاد سخنان ايشان دشوار مىنمايد . ازاينرو ، گاهى ابهاماتى بروز مىكند كه در پرتو ژرفنگرى ، محو مىگردد . الف - علامه طباطبايى پرسش : خدايى كه مىخواهد در آينده ، جهان را از نور عدالت پر كند ، چه نيازى داشته كه از هزار سال قبل از آن ، فردى را آفريده و ذخيره سازد ؟ مگر خدا نمىتواند كه در وقت مقتضى ، چنين پيشوايى را بيافريند ؟ اين خلق و غيبت طولانى پس از آن براى چيست ؟ پاسخ : اولا - لازمهى قدرت مطلقه و توانايى نامتناهى خداى متعال اينست كه هم كار تدريجى و مهلتدار ، هم كار دفعى و فورى و بىمهلت انجام دهد . [ ثانيا ] - امروزه از نظر علمى ثابت شده كه پيدايش و تكوّن موجودات و اجزاى اين عالم مشهود كه در آن زندگى مىكنيم ، بدون استثنا ، براساس حركت و تدريج است بديهى است كه اگر تدريج و مهلت در تحقق كارى با قدرت كنندهى كار منافات داشته باشد ، در استحالهى آن فرقى ميان يك ساعت و هزار سال نيست ، فاصله كم باشد يا زياد با قدرت نمىسازد .